ما همه از سنگ خاراییم، خارا سنگ
تنها نشسته در زورق خیال، در اقیانوسی از کران تا کران ناپیدا. 
قالب وبلاگ

"آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

آی آدم ها!

آی آدم ها!"

 

کدام آدم ها؟!

چه می گویی نیما!

آنچه بر ساحل نشسته تکه هایی سنگ

هیکلی از سنگ خارا

سنگ بی روزن

سخت تر از آنکه بتوانی

با دو صد فریاد در آنجا که گوشش خوانده اند خوانی:

آی آدم ها!

آی آدم ها!

 

ما همه از سنگ آنجا بر لب ساحل،

یک نفر در آب با فریاد:

آی آدم ها!

آی آدم ها!

لیکن ما

بی خیال از هرچه های و هوی

ساکت و بی هرچه گفت یا گوی

چشم هامان بی نشان از نور

یا که حتی اندکی رنجور

مرده هایی سنگدل هستیم

دل ز هر امید ما شستیم

پیکر ما سنگ و دل از سنگ

سینه هامان تنگ

ما همه بیگانه با مهریم

پر ز مکر و حیله یا نیرنگ

ما همه از سنگ خاراییم

خارا سنگ

هان! چه گویی باز ای نیما؟!

" آی آدم ها!

  آی آدم ها!"

[ سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۴ ] [ 13:18 ] [ لولی وش مغموم ] [ ]

احساسات،عشق،علاقه،دوست داشتن...

عبارات زیبایی که همه در پی آنیم اما...!

واقعا معنای این عبارات چیست؟اصلا معنای همه ی عبارات به ظاهر زیبا چیست؟دنبال حرف های کلیشه ای و پر از شعار نمی گردم.حقیقتا از هرچه شعار هست حالم به هم می خورد.از زمانی که یادم هست همه نوع شعاری در گوشم خوانده اند و به حال آن کودک پاک افسوس می خورم که باور داشت همه ی حرف هایی که به گوشش می خوانند حقیقت محض است."مگر بزرگ ترها دروغ هم می گویند؟!امکان ندارد! این ها همه اش راست است، همه اش درست است، من به این ها باور دارم."

و این کودک بزرگتر میشد و هر روز با تضادهایی بیشتر روبرو و متاسفانه این کودک همیشه به این موضوعات فکر می کرد و به دنبال دلیلشان می گشت ولی هرچه می گشت کمتر می یافت و یا شاید بهتر است بگویم اصلا نمی یافت!

و او بزرگتر شد و مدت ها خود را فریب می داد که حقیقت روشن می شود و روزی دلیل این تناقضات را خواهد فهمید و دردناک آنکه خود را متهم به نفهمیدن می کرد!وگرنه شعار ها که دروغ نیستند!این تویی که نمی فهمی!!

در کشاکش این تناقضات او گرفتارتر می شد و روز به روز با خود بیشتر کشمکش پیدا می کرد.خیلی ها در این حالت زیر همه چیز می زنند و خیال خودشان را راحت می کنند.می گویند همه چیز دروغ بود و من فریب خورده.دفتر را دور می اندازند و با خیال راحت زندگی جدیدی آغاز می کنند در دفتری جدید.غافل از اینکه از کجا همین زندگی جدید هم دروغی دیگر نباشد با آب و رنگی متفاوت؟در هر صورت آنها این روش را در پیش می گیرند اما کودک این ماجرا تصمیم به این کار نداشت.او تصمیم گرفت پاک کن به دست بگیرد و غلط ها را پاک کند و درستشان کند به جای اینکه همه ی دفتر را دور بیاندازد.

و پاک کن به دست سالها گذشت و بسیار خط ها پاک شد و دوباره از نو نوشته شد.و اوقات بسیاری که در تردید پاک کردن یا نکردن خطوطی گذشت و سالها گذشت.

اینک از دفتر وجود آن کودک دیروز و جوان امروز صفحاتی باقی مانده پر از خط خوردگی و پاک شده و بازنویسی شده.حقیقت این است که دفتر عمر این جوان هیچ گاه مانند سابق نمی شود.هیچ گاه دفتری تمیز با خطوط مرتب و با خطی زیبا را نخواهیم یافت.دفتر عمر این جوان سرشار است از برگه هایی که از فرط پاک شدن و باز نوشته شدن و یا پاک شدن و هرگز نوشته نشدن پاره پاره و کثیف و پر از زخم است.زخم هایی که یادگار قلم هایی ست که بارها بر آن رفته ست و تراوشاتشان را بر آن حک کرده اند و او پاک کرده و باز هم قلمی و تراوشی.دفتر عمر این جوان هیچگاه،هیچگاه،پاک و زیبا نمی شود.

دنبال مقصر نمی گردم.چون اهمیتی ندارد.فرضا الان بگویند فلان و بهمان مقصر اند.چه حاصل؟این دفتر دیگر دفتر نخواهد شد.چه اهمیتی دارد که مقصری پیدا شود یا نه.اصل این است که این دفتر، دفتر نخواهد شد.

خواستم از احساس بنویسم.حوصله ام نمی کشد! حقیقتش وقتی دفتر را ورق زدم در قسمت احساس برگ پاره ای دیدم که بارها بر آن نوشته شده و پاک شده بود!پر بود از آثار باقی مانده از نوشته های قبلی.ولی همه پاک شده.اما آثارشان هنوز باقی بود.درست است که هیچ نوشته ای بر آن نبود ولی سفید هم نبود.برگ پاره ای بود با زخم های بسیار.از گذشته تا حال. حوصله ای نمانده تا باز هم بر آن سطور چندبار نوشته و پاک شده باز هم موضوع جدیدی بنویسم.نمی دانم شاید می ترسم این برگه ی پوسیده دیگر تاب نوشتن و پاک شدنی دیگر را نداشته باشد.شاید اصلا به آنجایی رسیده باشم که نوشتن بر آن را دیگر حقیقی نمی دانم.شاید اصلا این برگه پاره راست نباشد.شاید اصلا برگی به این نام وجود نداشته باشد!

[ جمعه هفدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 12:22 ] [ لولی وش مغموم ] [ ]
دانلود رایگان سوالات آزمون کاردانی به کارشناسی علوم آزمایشگاهی 87 الی 93

 

 

 http://s3.picofile.com/file/8199796384/kardani_karshnasi_aloom_azmayeshgahi.zip.html

علوم آزمایشگاهی-کاردانی به کارشناسی-دانلود رایگان-

[ چهارشنبه یکم مهر ۱۳۹۴ ] [ 13:23 ] [ لولی وش مغموم ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنک یافت می نشود آنم آرزوست.
لینک های مفید
موضوعات وب
لینک های مفید
آرشيو مطالب
امکانات وب